تمام دانش ما در مقایسه با واقعیت،ابتدایی و کودکانه است.ولی با این حال با ارزشترین دارایی ماست.آلبرت اینشتین
 

فیزیک برای امروز و فردا

آشنایی با فیزیک و قلمرو حکومت آن

نظریه بی بینهایت در ریاضیات معاصر
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ بهمن ۱۳۸٦  

از لحاظ علم ریاضی هنوز تعبیر و تفسیر صحیحی از لایتناهی در دست نیست. علّت این نقص در ریاضیات از این بابت است که محدود نمی‌تواند وصف نامحدود نماید. از تعبیرهای بسیار زیبایی که از بی‌نهایت شده است و هنوز علم ریاضی نیز نتوانسته از لحاظ نظری آن را تطبیق نماید ، تعبیری است که در رسالة شریفة صالحیّه توسط حضرت نورعلیشاه ثانی آمده است. می‌فرمایند: «لایتناهی دوایر است و مرکز نقطه است و دایره نقطة جوّاله موهومه است» .

این تعبیر از دیدگاهی می‌تواند بر این مصداق قرار گیرد که حرکت از مبداء صفر شروع و به لایتناهی که می‌رسد رجوع به مبدأ صفر می‌کند. چون خصوصیّت هر نقطة روی دایره، آن است که مبدأ حرکت و مقصد آن بر روی هم واقع است. تعبیری عرفانی از این موضوع به معنی این است که مبداء و معاد (محل عود و برگشت) بر هم قرار دارند. هُوَ ٱلْمَبْدأُ وَ هُوَ ٱلْمَعٰادْ. از لحاظ ریاضی این نتیجه را می‌توان برداشت نمود که صفر بر بینهایت منطبق است. اگر چنین باشد پس مجموعة اعداد که ظهور دارند و بین صفر و بی‌نهایت واقع‌اند کجا می‌توانند قرار بگیرند. زیرا که هر وقت از صفر دور شویم به بی‌نهایت نزدیک و هر وقت به سمت بی‌نهایت می‌رویم از صفر دور می‌شویم. پس بُعد و قُرب از صفر و بی‌نهایت وقتی منطبق بر هم هستند چه معنایی می‌یابد؟ در دایره از دو مسیر از مبدأ می‌توان به معاد که به معنی همان محل بازگشت است رسید. در مسیر اوّل اگر حرکت اتّفاق نیافتد مبدأ بر مقصد منطبق است ولی وقتی حرکت و سیر پیش آمد باید دور لایتنهاهی زده شود تا از مبدأ به معاد رسید.

نقطة مبدأ در ریاضیات به صفر تعبیر می‌شود و از صفر به بی‌نهایت لزوماً احتیاج به تکثیر عدد مبدأ دارد. ولی هر مضربی از صفر، باز صفر است؛ پس صفر از خود نمی‌تواند تکثیر یابد، کیفیت صفر از لحاظ علم اعداد قابل وصف نیست چون همانند بحر بی‌کران لا می‌ماند که با هر عددی همراه و پنهان است و با هر عددی جمع می‌شود و در هر عددی هست ولی در مقدار آن عدد اثر و تأثیری ندارد. در هر عددی ضرب شود باز خودش (صفر) می‌شود. با هر عددی و در هر عددی هم هست ولی در اختفاء و پنهان می‌باشد. صفر را از لحاظ عرفانی می‌توان به ذات اقدس تعبیر نمود که نه قابل وصف است و نه قابل درک. و در عَمی مطلق است. در قرآن کریم به این وجود گاه با کلمات «هُوَ» یا «هُ» که ضمائر اشاره به مغایب است اشاره می‌شود. گرچه این قالب عمومیّت تام ندارد زیرا که ظرف کلام کفایت تمام بیان را نمی‌کند و در بسیاری از آیات با استفاده از این ضمائر، اشاره به الله نیز شده که اسم اعظم و مظهر ذات (هو) است. به عبارتی هر وقت منظور اشاره به ذات الله است هو استفاده می‌شود و هر وقت غرض اشاره به ظهور ذات است الله بکار برده می‌شود. در آیة هُوَ ٱللهُ اَحَد اشاره به ذات الله است و هُوَ ٱلاَوَّلُ وَ ٱلاٰخِرُ وَ ٱلظّٰاهِرُ وَ ٱلْبٰاطِنُ اشاره به ظهور ذات در الله دارد.


برگردیم به اعداد بین صفر تا بی‌نهایت. در اشراق دیگری می‌فرمایند «تکثیر عدد مبدأ از واحد است» . با ظهور صفر در عدد یک که به اصطلاح ریاضیدانان منشأ اعداد طبیعی است کلیه اعداد که تعداد آنها بی‌نهایت است وجود پیدا می‌کنند. به عبارت دیگر «یک» مظهر «صفر» است در مجموعة اعداد. از لحاظ عرفانی می‌توان عدد یک را ظهور ذات در اسم اعظم دانست. یا به عبارت دیگر عدد یک الله است که خلقت تمام اعداد از اوست که اَلْحَمْدُللهِ ٱلَّذی خَلَقَ السَّمٰوٰاتِ وَ الاَرْضَ و ربّ است که فرمود رَبَّکُمْ ٱلَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا وَ بَثَّ مِنهُمٰا رِجٰالاًٰ کَثیراً وَ نِسٰاءً و فرمود ذٰلِکُمْ ٱللهُ رَبُّکُمْ لاٰ اِلٰهَ اِلاّٰ هُوَ خٰالِقُ کُلِّ شَئٍ و فرمود اِنَّ رَبَّکُمُ ٱللهُ الَّذی خَلَقَ السَّمٰوٰاتِ وَ الاَرْضَ . این تعبیر را می‌توان به این نحو بسط داد که ذات صفت ندارد اگر صفت می‌داشت قابل وصف می‌شد، پس خلقت مربوط به اسم اعظم است. یا در بیان این مقاله «صفر» خالق نیست بلکه خلقت از «یک» منشعب می‌شود. یکی از معانی خلق شکل دادن یا تغییر شکل دادن است و «یک» می‌تواند اعداد را شکل دهد یا تغییر شکل دهد با هر عددی جمع شود آن عدد را به سمت بینهایت که به تعبیر مذکور منطبق بر صفر است نزدیک خواهد گرداند. «یک» همان ربّی است که انسان را از مبدأ ذات به سمت معاد ذاتی خود می‌برد و این رب همان پرورش دهندة یکتا و واحد و «یک» است. یک از لحاظ ریاضی منشاء اعداد طبیعی است و خود اوّلین خلقت است یا به بیان دیگر اوّلین شکل گرفته. و خود خالق باقی اعداد است و به بیان دیگر شکل دهندة همة اعداد است و بسیاری از فلاسفة قدیم «یک» را عدد نمی‌شمردند و تعدد واحد را اعداد می‌دانستند. «یک» منشاء سایر رشته‌های اعداد موهومی، مختلط، حقیقی، صحیح، اصم، گنگ، و قس علیهذا است.


در هندسه صفر به نقطه تلقی می‌شود و حرکت آن ظهور خط است و تمام صور از خط خلق شده. در حساب جهت رسیدن به بی‌نهایت به معنی منفی و مثبت بی‌نهایت، حدّ چپ و حدّ راست تعریف می‌شود که قابل تطبیق با قوس صعود و قوس نزول است. تطبیق واژه‌های «هو» و «الله» با «صفر» و «یک» بسیار می‌تواند فراتر از مواردی باشد که در اینجا آورده شد و تا این مقدار اکتفاء می‌شود. حال برگردیم به موضوع اصلی این مقاله که از مبدأ «صفر» چگونه حرکت آغاز و از «یک» و جمع اعداد عبور و آخرالامر آن در بینهایت بر «صفر» برمی‌گردد.
قبل از این موضوع لازم است ببینیم که «خود» از کجا پیدا شد. با تفکّر و سیر در گذشتة خود در می‌یابیم که موجودی به نام «من» در هنگام جنینی خلق شد. وجود جنین قبل از تولّد در جوهر خاک و گیاه و حیوان بود که از صلب پدر در بطن مادر به هم رسید و از جوهر خاک و گیاه و حیوان تغذیه و رشد نمود. پس خلقت جنین از عدم نبود بلکه از مواد دیگر بود که تغییر شکل پیدا کرد. با اجتماع سلولهایی که هر کدام جان مجزائی داشتند موجود جدیدی به نام «خود» ناگاه با دمیدن نفخه‌ای از عدم خلق شد. موهوم «خود» وجود پیدا کرد و در هیکل جنین رشد نمود. «خود» خلقت جدیدی بود که آمیخته به حقیقت «حق» جنین گردید. «خود» موهوم مجازی بود که با «حق» حقیقی جنین ممزوج شد. حق و حقّانیَت با «حق» ممزوج در جنین بود ولی «خود» انانیّت صرف و طاغوت وجود بود که مرکب «حق» (جنین) را غاصبانه غصب کرد و «خود» بر جای او نشست.


چنانچه این «خود» از مغصب پیاده شود و مالک حقیقی را بر جای نشاند «حق» را بر مرکب تن نشانده است. لذا نفی «خود» تنها راه اثبات «حق» است و هنگامی که «خود» مسلط بر کشور تن است انسان کافر است. چون کفر به معنای پوشش است و «حق» بر او پوشیده و پنهان است. کفر به معنی دیگر پرستش «خود» توسط «خود» است. وقتی خلع و لبس شروع و حرکت آغاز شد کفر تبدیل به شرک می‌شود که هم خودپرست و هم خداپرست می‌شود که دوپرستی است. اگر خلع و لبس ادامه یابد و نفی «خود» سبب اثبات «حق» در وجود شود فناء از «خود» و «بقاء» به «حق» پیش می‌آید. در مرتبه‌ای که فناء تام از «خود» در گرفت بقاء تام به «حق» متحقق است و این مرحله را توحید گویند.


که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الاّ هو
پس اگر تمام اله را نفی کرد به لا اله خواهد رسید و لا اله نفی اله «خود» است و اثبات الا الله که فرمود: لاٰ اِلٰهَ اِلاّٰ ٱلله.
می‌فرمایند : «نور وجود از مقام نقطه تنزّل و سعه به هم رسانید تا به عالم طبع رسید منتشر و مخفی گردید چون قاعدة مخروط، و از او ظلّی افتاد مخروطی و رفته رفته نور وجود ضعیف شد تا به نقطة هیولی و مادّة المواد رسید و این شکل برای خیال مُقَرِّب است. و در برگشت از خط جماد و نبات و حیوان و انسان سیر بر عالم مثال نماید تا به اوّل برگردد، صورت دائره گردد دارای قوس نزول و قوس صعود».
درقوس نزول به اصطلاح ریاضیات حرکت همانند حدّ چپ است و در قوس صعود بازگشت از هیولی به نور به مشابه حدّ راست است. همینطور می‌فرمایند: «نقطه بدور خود گشت به نقطه برگشت خطی احداث کرد فقط نقطه بود، همه از وهم توست از سرعت سیر، که نقطه دائره است از سرعت سیر تجدد هست نماید چون دائره شعله جوّاله و خط قطرة نازله» .


در دعایی منصور حلاج فرمود:
بِیْنی وَ بَیْنَکَ إنیِّنی یُنٰازِعُنی فَارْفَعْ بِلُطْفْ إنیِّنی مِن الْبَین
مائی ما چون شد عدم شد موجها بحر قدم منصور وقتم دمبدم گویم انا الحق برملاء
مسیر خلع و لبس از ظهور یک امکانپذیر است، که فرمود: اللهُ وَلیُّ ٱلُّذینَ ٰامَنوُا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ اِلیَ النّوُرِ پس برای نفی «خود» مقراض «لا» لازم است. می‌فرمایند: «اگر در مظهری تجلّی دیدی به همان مظهر دل بند شو که این محدود ترا به نامحدود رساند و این شرک ترا موحد نماید و این پابندی از علایق خلاصت فرماید، ظاهرش بت معنی او بت شکن است» . مقراض «لا» وجود رب یا همان واحد است. هم حیات دهنده (یُحیی) و هم میراننده (یُمیت) است. در مأمن او بودن خروج از تاریکیها به نور است یا خروج از «خود» به «حق» است.


ز بس بستم خیال تو، تو گشتم پای تا سر من تو آمد خرده خرده، رفت من آهسته آهسته
در این مسیر گاهی «خود» را در محضر «حق» می‌بیند، گاهی «خود» را در حضور «حق» می‌بیند. در مرحله‌ای حلول اجتناب ناپذیر می‌نماید که حالّ (فرود آینده) در محلّ (فرودگاه) حلول (فرود) می‌کند و سالک «حق» را در «خود» می‌بیند و این مرحله هنوز شرک و دوپرستی است زیرا هم «حق» و هم «خود» را می‌بیند و چاره‌ای از آن نیست. جلوتر به اتّحاد می‌رسد که »حق» را با «خود» و «خود» را با «حق» می‌بیند که:
اَنَا مَنْ اَهْویٰ وَ مَنْ اَهْویٰ اَنَا نَحْنُ رُوحٰانِ حَللْنٰا بَدَناً
و:
من با تو چنانم ای نگار یمنی خود در غلطم که من توام یا تو منی
مجنون سلام الله علیه فرمود:
من کی‌ام لیلی و لیلی کیست من ما یکی روحیم اندر دو بدن
تا نفی مطلق «خود»، شرک نسبی وجود دارد تا آنجا که لا اله مطلق در وجود حاصل شود و الاّ الله در وجود نماند که مقام توحید گویند. تمام مراحل توحید از توحید افعالی و توحید صفاتی و توحید ذاتی همه مراحلی از سیر «خود» به «حق» است. هر وقت مشاهده نمود که شکسته بست عالم «حق» است و «خود» مؤثّر نیست به توحید افعالی می‌رسد که معرفت «حق» به جبّاریت است. هرگاه همة صفات را از «حق» دید به توحید صفاتی رسیده و هرگاه ذات اشیاء را ذات «حق» دید به توحید ذاتی رسیده است.
بلعکس نفی «یک» استدراج است که فرمود: وَ ٱلَّذینَ کَفَرُوا اَوْلِیٰاؤُهُمْ ٱلطّٰاغوُتِ یُخْرِجوُنَهُمْ مِنَ النّوُرِ اِلیَ ٱلظُّلَمٰاتِ . در مأمن او نبودن خروج از نور به تاریکیهاست که خروج از «حق» به «خود» است.


پس منظور از تمام اعمال عبادی نفی «خود» و اثبات «حق» است. اگر «خود» نفی شد «حق» اثبات می‌شود و اگر عملی منجر به نفی «خود» شد منجر به اثبات «حق» می‌شود و در غیر این صورت «حق» ناپدید و «خود» در کفر خود پنهان می‌گردد. که فرمودند: «عبادتِ مقرِّبِ جان به جانان اطاعت و اهتمام بطاعت و بیرون آمدن از خودیت است» .
در بررسی قرآن و انجیل و تورات و کتب عرفانی و دستورات انبیاء و اولیاء و اوصیاء الهی به نتیجه‌ای برمی‌خوریم که آن حرکت از خود به خدا می‌باشد. تمام دستورات عبادی می‌توانند حول و حوش این حرکت تعبیر و تفسیر شوند. خلع و لبس مراحل این حرکت است، که در هر مرتبه بخشی از خودیت را فانی و سهمی از حقیقت را در وجود انسان باقی می‌سازد. به عبارت دیگر کلیة مراحل از فناء «خود» تا بقاء به «حق» همه با خلع مرتبة ادنی و لبس مرتبة اعلی همراه است. ابتدای این حرکت و سیر از خودیت محض شروع و به حقیقت محض پایان می‌یابد. گرچه خودیت محدود و حقیقت لایتناهی است. بیعت فروختن «خود» به «حق» است، دعا خواستن «حق» است، ذکر یاد «حق» است، فکر نظر کردن بر «حق» است، نماز فراموشی «خود» به «حق» است، روزه نفی مشتهیات «خود» است، خمس و زکات نفی مالکیت «خود» است، حج به دور «حق» گردیدن است، جهاد تلاش در نفی «خود» است و امر به معروف امر کردن «خود» به «حق» و نهی از منکر نهی کردن «خود» از غیر«حق»، تَوَلّی نزدیک شدن به «حق» و دوری از «خود» و تبّری دوری از «خود» و نزدیک شدن به «حق» است.


تمام صفات حسنه که حد تعادل صفات از افراط و تفریط آنان است در مسیر حرکت از «خود» به «حق» پیدا و متمکّن می‌شوند که معنای دیگری از مراحل تخلیه و تزکیه و تحلیه و تجلیه می‌باشند. چون به تدریج در وجود سالک «حق» جایگزین «خود» می‌شود لذا صفات رذیله که منبعث از «خود» است به تدریج از بین رفته و صفات حمیده که منبعث از «حق» است بروز می‌یابند.
در انتهای سفر از «خود» به «حق» نفی مطلق «خود» و اثبات مطلق «حق» قرار دارد. اگر نفی خود منجر به فناء شد وحدت رخ دهد که خواجه نصیرالدّین محمّد طوسی فرماید: «در وحدت سالک و سلوک و سیر و مقصد و طلب و طالب و مطلوب نباشد، کُلُّ شَئٍ هٰالِکٌ اِلاّ وَجْهَهُ و اثبات این سخن و بیان هم نباشد و نفی این سخن و بیان هم نباشد، و اثبات و نفی متقابلانند و دوئی مبدأ کثرت است آنجا نفی و اثبات نباشد و نفی نفی و اثبات اثبات هم نباشد و نفی اثبات و اثبات نفی هم نباشد و این را فناء خوانند که معاد خلق با فناء باشد همچنان که مبدأ ایشان از عدم بود: کَمٰا بَدَاَ کُمْ تَعُودونَ » . و فرمود کُلُّ مَنْ عَلَیْهٰا فٰانٍ وَ یَبْقیٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذوُالْجَلالِ وَ الاِْکْرامِ و وجه پروردگار ما باقی و ساری است و به هر سو روی آوری – حتّی به سوی خود- روی او بینی که: اَیْنَمٰا تُوَلّوُا فَثَمَّ وَجْهُ ٱللهِ .

زیرنویس:

1 البتّه در فیزیک جدید این مسئله تحت عنوان کجی فضا(distortion of space) مطرح است.
2صالحیّه، اشراق 2.
3 سورة توحید، آیة 1. او خدای یگانه است.
4سورة حدید، آیة 3. اوست اوّل و آخر و ظاهر و نهان.
5 صالحیّه، اشراق 9.
6 سورة انعام، آیة 1. ستایش الله را که آسمانها و زمین را خلق کرد.
7 سوره نساء، آیة 1. ربّ شما کسی که شما را از نفس واحد خلق کرد و از او جفتش را خلق کرد و از آنان مردان بسیار و زنان گسترانید.
8 سورة انعام، آیة 102. این است الله رب شما، نیست خدایی جز او آفرینندة همه چیز.
9 سورة اعراف، آیة 54. همانا ربّ شما الله است که آسمانها و زمین را خلق کرد.
10 صالحیّه، توحید 16.
11 آتش گردان.
12 صالحیّه، توحید 37.
13 سورة بقره، آیة 257. الله ولی کسانی است که ایمان آوردند. خارج می‌کند آنها را از تاریکیها به نور.
14 صالحیّه، حقیقت 488.
15 سورة بقره، آیة 257. آنان که کفر ورزیدند اولیاء آنها طاغوت است که خارج کند آنها را از نور به تاریکی.
16 صالحیّه، حقیقت 555.
17 سورة قصص، آیة 88. هر چیزی نابود است جز روی او.
18 سورة اعراف، آیة 29. بدانسان که آغازتان کرد برمی‌گردید.
19 اوصاف الاشراف، خواجه نصیرالدّین محمّد طوسی، چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1369، صفحة 101.
20 سورة رحمن، آیات 27-26. هرکسی بر آن است که فانی است و پاینده است روی پروردگار تو صاحب جلال و بزرگواری.
21 سورة بقره، آیة 115. به هر سو که روی آرید همان جاست روی او.


کلمات کلیدی: متفرقه
 
آینده بشر در فضا
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ بهمن ۱۳۸٦  

کنستانتین تسیلوفسکی ، مهندس و معلم پرآوازه روس که او را یکی از بنیانگذاران عصر فضا می دانند، وقتی هنوز پروازهای فضایی رویای دور از ذهن علم زمان بود، تقدیر انسان در مقابله با جهان آینده را این گونه تصریح کرد: «زمین گهواره تمدن است. اما هیچ کودکی را نمی توان برای همیشه در گهواره نگاه داشت» این طرز تفکر اگرچه زمانی بسیار خیالپردازانه به نظر می رسید، اما هر چه زمان بیشتر به پیش می رود ضرورت آن بیشتر از گذشته ، خود را به جامعه تحمیل می کند.
ریشه اندیشه سفر به فضا و آرزوی پرواز در آسمان ها و مهاجرت به دنیاهای دیگر را باید در اعصار و قرون بسیار دور جستجو کرد. انسان از زمانی که به خاطر می آورد، مجذوب جهان شگفت انگیز آسمان شب بوده و همواره سعی می کرده است تا بتواند درک بهتری از این جهان به دست آورد و آن را قابل دستیابی کند. زمانی این تلاش در قالب و چهره اساطیر خود را نشان داد و زمانی دیگر در قالب افسانه ها و داستان ها و زمانی در قالب تخیل های آینده نگرانه و در دوره ای بسیار جدید، به شکل واقعیت های فیزیکی و بیرونی درآمد. در طول این تاریخ طولانی ، نوع نگاه به آسمان نیز دگرگون شده است.
اگر زمانی کشف دنیاهای ناشناخته عامل اصلی تحریک کنجکاوی بشر برای درک فضا بود، اینک به نظر می رسد نیازهای اساسی باعث ایجاد شتاب جدید در این عرصه شده است.

نگاهی به حضور انسان در فضا:

اکتبر سال 1957 زمانی بود که انسان قدم به فضا گذاشت. ماهواره کوچکی به نام اسپوتینک 1 ، از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق به فضا رفت و صدای ضربان مانند آن برای بسیاری استعاره ای از تولد عصر فضا بود. پرتاب اسپوتینک در آن دوره فراتر از ماجراجویی علمی بود و همان گونه که بعدها روس ها اعلام کردند هدف اصلی ، پیشبرد سیستم های دفاع فضایی بود؛ اما این شروع اگرچه ریشه در دل جنگ جهانی و فناوری موشک های VII آلمانی داشت ، مسیری متفاوت را در پیش گرفت و دستاوردهای صلح جویانه آن به طور چشمگیری بر استفاده های نظامی از آن غلبه یافت. پرتاب اسپوتینک 1 در آغاز جنگ سرد رقابت دو ابرقدرت ، زمان را به فضا کشاند و در پی پرتاب اسپوتینک ، از سوی روس ها، امریکایی ها همیشه چند قدم عقب تر از رقیب شان ، آنها را دنبال می کردند. اولین انسان در فضا، اولین بانوی فضانورد در فضا، اولین عملیات الحاق فضایی و نخستین سفر رباتیک به دنیاهای دیگر، دستاوردهایی بود که روس ها حریف را شکست دادند.
امریکا که در آن روزگار نگران وجهه عمومی خود بود در دهه 1960 سعی کرد با پیروزی در یکی از مهم ترین چالش ها، کل رقابت را به نفع خود خاتمه دهد و این گونه بود که جان ، اف ،کندی رئیس جمهور وقت ایالات متحده ، در سخنرانی معروفی که در آغاز دهه 1960 ایراد کرد، ناسا (سازمان هوا و فضانوردی امریکا) را مامور کرد تا پیش از پایان دهه 60 فضانوردی را بر سطح ماه فرود آورد.
این اقدام پر هزینه که فراتر از توان فنی آن زمان بود با این جمله کندی توجیه شد « ما به ماه خواهیم رفت نه به این دلیل که این کار ساده ای است ، بلکه به این دلیل که چالشی بسیار دشوار است».
بدین ترتیب ، مجموعه صدها هزار نفر از بهترین کارشناسان جهان در ناسا ماموریتی را آغاز کردند که میلیاردها دلار هزینه دربرداشت و در نهایت با فرود محفظه مه نشین عقاب ، در ماموریت آپولو 11 بر سطح ماه و قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ بر سطح قمر زمین ، این طرح با موقعیت به نتیجه رسید. زمانی که آرمسترانگ لحظاتی پس از پای گذاشتن به ماه وضعیت خود را با جمله معروف قدمی کوچک برای یک انسان و جهشی غول آسا برای بشریت توصیف کرد بسیاری گمان می کردند انسان وارد عصر تسخیر فضا شده است و به زودی شرکت های مسکونی و تحقیقاتی در ماه تاسیس خواهند شد و نخستین پیشگامان به مریخ گام خواهند نهاد و تا پایان قرن بیستم بدنه و ساختار اصلی نخستین مستعمره های انسانی در فضا بنا نهاده خواهد شد. حتی بسیاری معتقد بودند بازی های المپیک در سال 2000 در ماه برگزار خواهد شد؛ اما این اتفاق نیفتاد. مهم ترین دلیل کاهش سرعت پیشرفت های فضایی را باید در مساله ای به نام بودجه و پایان دوره جنگ سرد و رقابت های فضایی این عصر جستجو کرد.

هزینه های اکتشافات سرنشین دار:

با توجه به هزینه های بالای اکتشافات سرنشین دار، دانشمندان و مهندسان سعی کردند بودجه خود را صرف تحقیقات و اکتشافاتی کنند که با صرف هزینه کمتر دستاوردهای بیشتری را به ارمغان بیاورد. به همین دلیل ، اگر چه تحقیقات بر سر اثرات اقامت طولانی مدت حضور انسان در فضا بویژه در طرح ایستگاه فضایی میر و ایستگاه بین المللی فضایی ادامه یافت ، اما این کاوش های کوچک و کم سرو صدا بود که افق دید دانشمندان در خصوص جهان را بهبود بخشید و از سویی دیگر فرآیندی مهم را در افزایش شرایط زندگی انسان به سیاره زمین فراهم آورد.امروزه بدون این که خودمان متوجه شویم ، شاهد رشد و نفوذ جدی و چشمگیر فناوری های فضایی در زندگی روزمره خود هستیم.
از ارتباطات رادیویی و تلویزیونی گرفته تا شبکه اینترنت و کنترل بسیاری از شوون زندگی مدرن و مسائلی مانند جهت یابی تا تعیین منابع سطحی و زیرسطحی و تصویربرداری های شناسایی و پیش بینی حوادث غیرمترقبه تا هزاران کاربرد خرد و کلان دیگر.
اما این تازه آغاز دوره فضاست. کاوش های فضایی باعث شده است بسیاری از سیارات و مناطق دور دست کیهان مورد کاوش قرار گیرد. برخی از قدیمی ترین و بنیادی ترین پرسش های بشر امروز به واسطه چنین فناوری ای است که زیر ذره بین علم قرار گرفته و این راهی طولانی است که تازه گام های نخست آن برداشته شده و انسان را برای دور تازه ای از سفرهای فضایی آماده کرده است.
بزودی فصل جدیدی از سفرهای فضایی رباتیک و سرنشین دار آغاز خواهد شد، اما این بار سفرها تفاوت فاحشی با سفرهای قبلی خواهد داشت و آن انجام آنها برپایه نیازهای واقعی انسان و نه صرف ارضای کنجکاوی است.
اگر چه همیشه کاوش های محض علمی ادامه خواهد یافت تا زمینه هایی را ایجاد کند که روزی ارزش کاربردی پیدا کند، اما سفرهای کاربردی جدیدی در راه است. با اهدای جایزه انصاری X پرایز در چند سال قبل ، صنایع خصوصی به طور جدی وارد رقابت های فضایی شدند. انوشه انصاری ، پشتیبان این جایزه و نخستین بانوی فضاگرد جهان معتقد است: «حضور بخش خصوصی ، انقلابی جدید در عرصه فضا ایجاد خواهد کرد. همان طور که ورود آن به حوزه اینترنت که مدت ها با سختی به حیات خود ادامه می داد باعث شد این شبکه چنین عالمگیر شود، در فضا نیز با وارد شدن مباحث مربوط به حوزه رقابتی و منافع کلانی که در فضا وجود دارد، باعث رشد پیشرفت های جدی در این حوزه خواهد شد».
در کنار بخش خصوصی که از الان عزم خود رابرای برقراری خطوط پروازهای فضایی شخصی تا زیر مدار (ارتفاع 100کیلومتری )، سفرهای تفریحی به هتل های فضایی در مدار زمین و حتی سفر سرنشین دار به ماه جزم و جایزه گوگل X پرایز را در این موارد وضع کرده است ، بخش ها و آژانس های دولتی نیز سفرهای جدیدی را هدف گرفته اند. هم اکنون دهها طرح از سوی اروپا، امریکا، ژاپن ، چین ، روسیه و حتی هندوستان برای سفر به ماه در نظر گرفته شده است و این بار این سفر فقط برای رفتن نخواهد بود.نشانه ها و طرح های پراکنده نشان دهنده عزم این باره کشورها برای آغاز مستعمره سازی سیارات است.
اگر به یاد آوریم که جمعیت بشر از آغاز تاریخ تا ابتدای قرن 20 تنها 2.5 میلیارد نفر شده بود و از ابتدای قرن 20 تا ابتدای قرن 21 به بیش از 7 میلیارد نفر افزایش یافته و اگر به یاد آوریم که منابع زمین هم به همین سرعت در حال نابودی است. آن گاه طبیعی است که به فکر منابع جدید باشیم و حتی در دیدگاهی تخیلی ، به فکر ساخت شهرک هایی مسکونی بر ماه و شاید زمانی در دیگر سیارات باشیم.
خوشبختانه منبع عظیمی از مواد اولیه و دنیایی از فرصت ها پیش روی ماست که بویژه با توجه به افزایش روند تخریب زمین می توان از آن برای ساختن آینده استفاده کرد.
این مساله در کنار آثار مهمی که خواهد داشت باعث ایجاد بحث جدید حقوق فضا نیز می شود و ده ها بحث را با خود به همراه خواهد داشت.
کسانی که امروز در این زمینه فعال تر باشند، فردا که استفاده از فضا از یک آینده نگری به یک ضرورت تبدیل خواهد شد، سهم بیشتری برداشت خواهند کرد.
خوشبختانه در سال های اخیر، سازمان فضایی ایران گام هایی مثبت را در راه مشارکت در فضا برداشته است ، اما باید به یاد داشت که ما در این زمینه از دنیا عقبیم و اگر بسرعت حرکت نکنیم عقب خواهیم ماند.

                                                                                                                                                               منبع: هوپا


کلمات کلیدی: متفرقه
 
محیط زمین در حال رشد است
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳۸٤  


این که زمین درقطب هایش به آرامی هموار می گردد(پخ می شود)یک مساله شناخته شده است و لیکن یک مطالعه در آمریکا نشان میدهد که زمین حتی کمتر از سال1998 کروی است. کریستوفر ککس از رتیئون و بنجامین چائو از ناسا ، با تجزیه و تحلیل های داده های لیزری ماهواره ای اخیر، از اینکه یک جابجایی عظیم در انتقال جرم از قطبین به سمت استوا مشاهده کردندشگفت زده شدند.

پژوهشگران فکر می کنند که تکانی که در میدان مغناطیسی زمین یا اثرقوی ال نینو در سال 1998 رخ داد، باعث این جهش در پهن شدگی قطبین شده است(ک.ککس وب،چائو2002 Science 297831 )

چرخش زمین و جریان همرفتی در گذشته آن،سیاره ما را حدود 3/0 درصد حول استوا پهن تراز نصف النهارش نموده است.تغییرات در این توزیع جرم( که می تواندبه صورت میدان گرانی محلی نشان داده شود) به وسیلة استفاده از برد و محدوده لیزری ماهواره ای برای چند دهه دنبال شده است.در این روش،علائم لیزری به وسیلة یک ماهواره به زمین باز تابنده می شوند.زمانی که صرف این کار می گردد،برای محاسبة مکان ماهواره ای که به میدان محلی زمین وابسته است به کار برده می شود.

ژئوفیزیکدانان از اندازه گیریهای انجام شده می دانند که زمین درحال بیشتر کروی شدن بوده،نتیجه ای که تصور شده بود که برخاسته از واکنش دورة پس از عصر یخبندان باشد.این امر در پایان یک دورة یخبندان بوقوع می پیوندد،هنگامیکه یخ آب میشود و به دریا و جو باز می گردد.چنین فرایندی فشار وارد بر زمین زیرتودة یخ را کاهش می دهد و بخش مذکور به آرامی توسط گوشته زمین به جای پیشین خود باز می گردد.

اما هنگامیکه ککس وچائوداده های برد لیزری را که بین سالهای 1979 و2001 جمع آوری شده بود را بررسی کردند،دریافتند در سال1998 این روند آشکارا وارونه گردید.یعنی این که جرم از قطبین به سمت استوا حرکت کند وهر فرایند اینچنینی بایستی شامل جو ، اقیانوس و گذشته زمین باشد.پژوهشگران می گویند که ال نینو کاندیدای خوبی برای این سلسله از فعل و انفعالات است.ال نینو و لانینا دو چرخه گرم و سرد تناوبی در اتمسفر و اقیانوس آرام هستند که هر کدام حدود 6 ماه به طول می انجامند.

گرچه اثرهای این پدیده ها روی الگوهای جریان در اقیانوس بخوبی درک نشده است ، اما نیرومندترین ال نینوی قرن،با تغییر ناگهانی در پدیدة پهن شدگی قطبین سال1998، مطابقت داشت شایدیک دلیل دیگر تغییر ناگهانی در میدان مغناطیسی زمین است که بر جریان مایع هسته بیرونی اثر می گذارد. چنین رخدادی در سال1999 مشاهده گردید. و ککس وچائو حدس می زنندکه تغییرات این لایه ، مقدم بر تکان ناگهانی ، توانسته است همواری قطبین را موجب شود.

پژوهشگران نسبت دادن این مساله به پدیده گرم شدن جهانی ، که در ابتدا آنها فکر می کردند که سطح دریا را بوسیله ذوب شدن یخ قطبی بطور قابل توجهی بالا برده است را غیر محتمل دانسته اند. یاداشتهایی که پیش از سال 1992 انجام گرفته است نشان داد که این افزایش در بالا آمدگی بعنوان دلیل جابجایی مشاهده شده در جرم بسیار کوچکتر از آن است که به حساب آید.


کلمات کلیدی: متفرقه